من....

اون قدر دلم از دنیا گرفته

که دیگه حتی خودمو هم نمیخوام

فریاد سکوتم رو میشنوی؟

منو معنا کن

 

 گریه کن....

من مفهوم گریستنم

من محکوم به دردم.

گریه کن معصوم بی بناه

زیرا که دگر دامان بر مهر مادری نیست که به آن بیاویزی

و آغوش گرم بدری که در آن بیاسایی

آه...... به چه بناه میبری  ای وارث محنت و رنج.

آنان که از تو به تو نزدیکتر بودند

در وادی مبهم سرنوشت رهایت کردند.

گریه گن "

گریه کن شاید اشکهایت آتش درونت را فرو نشاند

و فریاد کودکانه ات خواب غفلت را از چشمان خفتگان بزداید.

 گریه کن....


 

نوشته شده توسط محسن خلیلی در شنبه بیست و نهم تیر 1387 ساعت 9:47 موضوع | لینک ثابت